الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

252

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مغلطاى « 1 » در سيره و دمياطى « 2 » در كتاب تاريخ الخميس اين گونه روايت را نقل كرده‌اند و به نظر من اين حديث جعلى است ، چنان كه ذهبى « 3 » نيز بدان اشاره كرده است و اين از جعليات معاويه مىباشد و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه به نقل از مدائنى خبر آن را آورده است . ( 1 ) خداوند نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به سوى نيكىها سوق مىداد شريف رضى در نهج البلاغه از على عليه السّلام نقل مىكند كه آن حضرت در توصيف رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود :

--> ( 1 ) . سيرة مغلطاى ، ص 11 . ( 2 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 259 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 259 و سيرهء حلبية ، ج 1 ، ص 120 و حسنى در سيره‌اش مىگويد : و لكن اين روايات با كثرت خود و شهرتى كه بين مورخان و مؤلفان سيره دارند ، اگر به اصول علم درايه عرضه شوند ، چيزى از آنها به اثبات نمىرسد ، چنان كه به بعضى از عيوب آنها در كتابمان الموضوعات فى الآثار و الاخبار و سيرة المصطفى ، ص 49 اشاره كرديم . و لكن او در ص 56 از قول خويش برگشته و گفته است : « اگر چه موضع شديدى را در كتاب خودم الموضوعات در برابر بعضى از رواياتى كه مدائنى آنها را از بعضى از كسانى كه ادعا مىكنند به همراه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده‌اند ، اتخاذ كردم ، اما من در مورد حديث بحيرا چنين موضعى را نمىگيرم . با وجودى كه مورخان ديگرى از قبيل مرحوم صدوق در إكمال الدين و اتمام النعمة آنها را روايت كرده‌اند ، من احتمال مىدهم كه بحيرا نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را ديده است و لكن رفتار وى با پيامبر چنان نبوده است كه با ديدن بعضى از علامت‌هايى كه در كتاب‌هاى تورات و انجيل و غيره آمده است ، انتظار نبوّت را از او داشته باشد . . . امّا بقيهء حوادث و خوارقى كه كتاب‌هاى تاريخى و حديثى آنها را نقل كرده‌اند و ادعا نموده‌اند كه در آن سفر رخ داده است ، اگر صحيح باشد مىبايست كه اثرى را در مكه و مجاور آن و بلكه در شبه جزيره به جاى مىگذاشت و هيچ مطلبى در اين باره ذكر نشده است . » آن‌گاه اين معنا را مفصلا بيان كرده و مىگويد : « آن حوادث و كراماتى كه راويان آن را ذكر مىكنند و به خصوص آنچه كه در راه شام واقع شده است ، هيچ اثرى را بر مكّىهايى كه در آن كاروان بوده‌اند ، نگذاشته است و هنگامى كه به شدت محمد صلّى اللّه عليه و آله را انكار و طرد مىكردند ، هيچ‌گاه وى به اين حوادث و كرامات احتجاج نكرد و هيچ يك از مورّخان نقل نكرده‌اند كه اين حادثه‌ها را از زبان همسفران پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شنيده‌اند و همهء اينها ضعف اين اخبار را ثابت مىكند . » و مىگويد : « در كتابى كه در مورد اخبار جعلى تأليف كرده‌ام به بسيارى از آنچه كه محدثان و مورخان در مورد سفر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به شام نقل كرده‌اند ، اشاره نموده‌ام و گفته‌ام كه اين كاروان تجارتى از 180 نفر تشكيل شده بود و مىبايست كه هر حادثه يا كار خارق العاده‌اى كه برايشان پيش آمده ، بر سر زبان‌ها بيفتد . امّا حديث ابرى كه بر پيامبر سايه مىافكنده و آب‌هايى كه از دل صحرا جوشيده و جان ده‌ها نفر را نجات داده و درختان خشكى كه به سرعت سبز و ميوه‌دار شده است و امثال آن چنين وصفى نداشته است . » از اين رو ما تنها حادثه سايه انداختن ابر به هنگام شدت حرارت خورشيد و به هنگام فرود آمدنش در زير درخت را روايت كرديم .